X
تبلیغات
❤❤❤ با تمام وجود غمگینم ❤❤❤


❤❤❤ با تمام وجود غمگینم ❤❤❤

چون که دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند ولی کسی فکر نکرد شاید گلی کاشته باشم

سلام دوستای گلم

خوشحال میشم اددم کنید تو فیس بوک


javid as


https://www.facebook.com/

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 13:8 توسط jaji| |

عکس دل و جیگر سیاه میزنن رو پاکت دوسیب

 که به خیال خودشون مارو ترک بدن

                    مشتی ما اگه دل و جیگرمون نسوخته بود که دوسیب نمیکشیدیم 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392ساعت 19:48 توسط jaji| |

غمگینم...

مانند مرد هزار چهره

که می گفت:

"نمیدونم چرا تو زندگیم هی نمیشه!!!..."

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 16:48 توسط jaji| |

خدا را چه دیدی

شاید یک روز " درد " هم قیمت پیدا کرد

و ما ثروتمند شدیم



نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 21:45 توسط jaji| |

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن

بگذار کمی دست نیافتنی باشی

آدمها تمامت که کنند رهایت میکنند

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 21:40 توسط jaji| |

خدایا، یه بُر به این زندگیمون بزن

 

 شاید دو تا حکم افتاد دستمون


 تا هر کس و ناکسی آسشو به رخ ما نکشه!

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392ساعت 9:42 توسط jaji| |

ما از همان کودکی اسیر دست نویسندگان شدیم !


وگرنه کدام روباه پنیر میخورد ؟؟!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392ساعت 0:11 توسط jaji| |

حواست هست خدا؟!

صدای هق هق گریه ام

از همون گلوئی میاد


که تو میگفتی ازرگش به من نزدیکتری.

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1392ساعت 19:56 توسط jaji| |

اسکناس مچاله ی توی دستمو سمت راننده تاکسی گرفتم


گفت : یه نفری ؟


منم آهسته گفتم خیلی وقته...




نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 11:58 توسط jaji| |

دم زندگی گرم ...

یه عمره داره بدون گارنتی ما رو سرویس میکنه . . .

نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 17:47 توسط jaji| |

لعنت به خیابان هایی که

 فروختن مواد در آن آزاد است

 اما گرفتن دستی که دوستش داری ممنوع...

نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 19:37 توسط jaji| |

پس اين آینده كجا بود

 كه بهترين روزهای عمرم را حرام ديدارش كردم؟
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 20:9 توسط jaji| |

سلام

 واسه اولین بار پستی گذاشتم که کوتاه ولی با مفهوم نبود

 حتما به ادامه مطلب برید و بخونید قشنگه


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 23:46 توسط jaji| |

ما را از کودکی

به جدایی ها عادت داده اند

همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند:

خوب ها / بدها

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 15:45 توسط jaji| |

میگن پشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده


اشک که از اب زلالتره چرا مسافر من برنمیگرده؟

نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1392ساعت 1:21 توسط jaji| |

قالب : پيچك